....خط گرفتیم [1]

فرستاده شده توسط : Admin در چهارشنبه 9 آبان 1386 - 0:21
محله ی من [2]
مجتبی اسکندری، اینجا محله من پاره ای از کرج است، حدودا نیمه شب است و کمی سردتر از شبهای گذشته، از دور چند چراغ روشن به چشم می خورد، نزدیک تر که می روم حدسم درست از آب در می آید، کارگران زیادی با شور و شعف بسیار مشغول کار کردن هستند، حدودا 10 کارگر و دو معمار که هر کدام از یک طرف دیوار به سرعت آجرها را بر روی هم می نهند، جلوتر که می رویم توجه مالک و سازنده را بیشتر جلب می کنیم، به راحتی می توان فهمید مالک و احیانا سازنده بدون اینکه ما را بشناسند اصلا از حضور افراد غریبه کنار پروژه ساختمانی معلوم نیست چند طبقهشان خوشحال نمی شوند. آری این شروع احداث یک ساختمان از نوع غیر مجاز است، شبانه شروع می کنند و بعد روزانه بر تعداد طبقات آن با خیال راحت می افزایندو بعد هم می فروشند، این صنعت از نوع غیر مجازش، رونق بسیاری در مناطق حاشیه ای شهر دارد و رونقش به دلیل سود فزاینده آن و فروش نسبتا سریع واحدهای مسکونی ساخته شده بواسطه قیمت نچندان بالای آن است.
بعد از کلی بالا و پائین کردن و امتحان شیوه های متعدد جهت نزدیک شدن به مالک و باز کردن سر صحبت با او بالاخره او راضی شد عکس نگیریم، اسم و آدرس را هم ننویسیم، فقط سئوال های عمومی بپرسیم و او پاسخ دهد، آنهم کوتاه؛
چند طبقه می سازید؟ چهار طبقه،
با آسانسور؟ نه بی آسانسور.
با فندانسیون؟ نه روی پی، نیم متر پی کندیم، کفش آهک ریختیم شده مثل سنگ، فندانسیون نمی خواهد فندانسیون بهتر نیست، باعث امنیت بیشتر ساختمان نمی شود؟ بهتر که هست اما وقت نمی شود.
چند روزه ساختمان تمام می شود؟ 10 روزه تا سقف دوم را می زنیم، نهایتا یک ماه سفت کاری تمام می شود و بعد نازک کاری.
این ساختمان امنیت دارد؟ امنیت، چرا نداشته باشد، سیمان کیسه ای 6000 تومان می خرم چرا امنیت نداشته باشد، اصلا شما مثل اینکه هیچی سرت نمی شود.
ناراحت نشوید، سئوال می پرسم، شما هم جواب بدهید.
اینجا مگر کسی نظارت نمی کند که شما اینقدر راحت دارید کار می کنید؟
وقتی این سئوال را پرسیدم، او دیگر حاضر به پاسخ گفتن به سئوالاتم نشدو سعی کرد از ما فاصله بگیرد، یکی دو ساعتی گذشت که همچنان بدنبال پیدا کردن روزنه ای جهت باز کردن دوباره سر صحبت بودم که سازنده محترم به سراغمان آمد و گفت: شما تا کی می خواهید بمانید، نصف شب است کار و زندگی ندارید، ما هم از فرصت کمال سوء استفاده را کردیم و گفتیم فقط 2 سئوال دیگر و بعد خداحافظ.
جالبتر آنکه هرچه منتظر ماندیم که محض رضای خدا و بنده خدا، بنی بشری بیاید و با کمال احترام اقدام به جلوگیری از این نوع ساختمان سازی فوق مدرن نماید کسی نیامد.
به هر حال پس از کلی وعده و وعید و التماس قرار شد گپ و گفت مان را از سر بگیریم و سازنده شریف قولنامه ای ساز حاضر به پاسخ گفتن شد.
آیا هر فردی می تواند همانند شما در این منطقه ساخت و ساز کند؟
ای بابا حرفائی می زنید، هر فردی که نه، ما اینجا شغلمان همین است، هرکس بخواهد بسازد کنتراد(بخوانید پیمان) بدهد ما می سازیم همه مسا ئلش! را هم حل می کنیم.
امشب تا کجا پیش می روید؟
دیوارچینی که تمام شود، ستون ها را می زنیم اگر وقت شود سقف اول و بعد دیگر مشکلی نداریم.
یعنی چی مشکلی ندارید؟
یعنی درب ورودی را کار می گذاریم و داخل کار می کنیم، سقف که بزنیم دیگر کسی نمی تواند مزاحم شود و خراب کند بالاخره اینجا هم قاعده خودش را دارد.
یک استکان چای گرم که نشانه نزدیک شدن به این سازنده شریف است در هوای سرد پائیزی گواراست.
یک هفته بعد
همان منطقه، همان خیابان، همان کوچه، همان ساختمان
ساختمانی چند طبقه که سقف طبقه سومش در حال احداث است، هر واحد 100 متر با پارکینگ اما بدون سند و قولنامه ای، آقای سازنده محترم متری چند؟ پیش فروش چهارصد و بیست هزار تومان، تکمیل شده پانصد الی پانصد و پنجاه هزار تومان.
آپارتمانی 100 متری با شرایط مذکور تقریبا چهل میلیون تا پنجاه میلیون تومان.
آنچه پیش از این آمد، روند ظهور ساختمانهائی است که به اصطلاح غیر مجاز ساخته می شوند و بعضا تا متری سیصد یا چهارصد و یا بیشتر ارزانتر از ساختمانهای مشابه سند دار به فروش می روند و بسیاری در آنها سکونت دارند.
زلزله رودبار، زلزله بم و... اگر زلزله ای با وسعت زلزله بم در کرج اتفاق بیفتد..... اینها همه در اذهان مشوش مشغول ضرب و جمع قیمت یک واحد آپارتمان قولنامه ای و.... موج می زند که اتفاقی سازنده رسید و داشت مصالح خالی می کرد که ما را دید و دوباره دمق شد، گفتم فقط یک سئوال خصوصی، آیا هیچ کس نمی آید بگوید چه می کنید؟ او هم با عصبانیت گفت: آقای محترم خط گرفتیم، خط، دیگر برو، مگر فقط ما ساختمان می سازیم که گیر دادی به ما، کوچه بالائی، پائینب و.... برو از آنها بپرس.
گفتم خط گرفتیم یعنی چه؟ گفت: از.......... خط گرفتیم، برو
هیچ نگران نباشید، مبادا به کسی بربخورد، اینجا که وصفش کردم کرج نبود اصلا در کرج این اتفاقات محال است مگر می شود کسی غیر قانونی آجر روی آجر بگذارد.
اینها همه توهمات یک ذهن بیمار است که شبها از فرط بی خوابی برای خود قصه می بافد
Links
  [1] http://www.karajnews.com/index.php?name=TWNews&file=newsview&sid=1415
  [2] http://www.karajnews.com/index.php?name=TWNews&file=arview&tid=13